محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

427

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( ثمّ جعل سبحانه من حقوقه حقوقا افترضها لبعض النّاس على بعض ) خداوند بر بندگانش حقوقى مخصوص به خود دارد كه از جمله آنها ايمان به او و كتاب‌هاى آسمانى و فرشتگان و پيامبران است و نيز بندگان تنها بايد در برابر او كرنش كرده و تعبد كنند : « و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد . » « 1 » برخى ديگر از حقوق خداوند مربوط به ساير مردم است و براى زندگى مشترك مردم با يكديگر لازم و ضرورى هستند . همبستگى و تعاون در انجام كارهاى نيك و خدمات عمومى به جامعه از مهم‌ترين اين دسته از حقوق هستند كه پاداشى بزرگ نزد خداوند دارند . يكى از انواع اين دسته از حقوق ، حق زمامدار بر رعيت و بالعكس است . ( حقّ الوالي على الرّعيّة ) رعيت بايد از زمامدار عادل فرمان برند و اين فرمانبردارى از شخص او نيست ؛ زيرا او وكيل و نماينده ديگرى است و خود شخصا حق ولايت بر ديگران را ندارد . ( و حقّ الرّعيّة على الوالي ) حاكم بايد نيازهاى رعيت را تامين كند . حقوق متبادل بين حاكم و رعيت از سوى خداوند بر هر دوى آنها لازم و واجب است . ( فريضة فرضها اللّه سبحانه لكلّ على كلّ ) بنابراين اين حقوق از يك‌سو حق مردم و از سوى ديگر حق خداوند به‌شمار مىروند . ( فجعلها نظاما لألفتهم و عزّا لدينهم ) امور جامعه با هميارى و همبستگى حاكم و مردم استوار مىشود و در اين صورت است كه همگان در فضاى دوستى و برادرى زندگى مىكنند . هرگونه رويگردانى از حقوق متقابل حاكم

--> ( 1 ) . وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ اسراء / 17 : 23 .